وقتی که نقطه را به عنوان پایان میگذاشتم هیچ وقت فکر نمیکردم روزی باید این خطوط را ادامه بدهم. نقطه را گذاشتم تا مطمئن شوم که پایان را درست نوشتم اما حالا که به خطوط بعد از پایان نگاه میکنم دفتری میبینم که پر از خط خوردگیست… اسم ها ، احساسات، عشق ها!
اما این بار میخواهم پایان را بردارم، میخواهم دوباره سعی کنم که بنویسم و این بار نفرت ها و کینه ها را خط بزنم، این بار میخواهم برای خودم پایانی نگذارم و خودم را به دریای گسترده کاغذ سفید بسپارم و در پایان تنها چند نقطه بگذارم….
قطار، تهران- کرمان– 29/8/88 ساعت 10